تبليغاتX
...یا چگونه می توهمم

...یا چگونه می توهمم

۰/۰

سه تارم(یا چیزی شبیه اون) در پیش روم. سر دردی که از اجبار در خوندن بیست و هفت دویستم درس مزخرفی که فردا قراره امتحانشو بدم توی سرم. هنوزم" وبلاگیدن چه صیغه ایه دیگه "نمیدونم؟؟! اینکه اینجا قراره با چه خزعبلاتی رنگارنگ بشه نمیدونم...شاید بخوام از چیزایی که هر روز و هر ثانیه تو فکرم نشخوار می کنم واسه خودم بنویسم. فقط واسه خودم.

خودم؟

من؟

خود؟

۰۰/۰

یه چیزی همیشه تو سرمه که  وقت حدوث بعضی رخدادها به ذهن خوداگاهم هجوم میاره :

سوال: چرا ما همیشه کاری رو میکنیم که نمیخوایم بکنیم؟

۰۰۰/۰

سوال: چرا ما همیشه کاری رو که می خوایم بکنیم رو نمی کنیم؟

 ۰۰۰۰/۰

کنش و واکنشی که رخ میده باعث میشه فکر دیگه ای هم تولید بشه:

من واقعا می خواستم این سوال رو بپرسم؟

۰۰۰۰۰/۰

سوال پرسیدم؟

شاید تفاوت سوال و چیستان مثل تفاوت حقیقت و شعبده بازیه. شاید بعضی وقت ها به نظر بیاد که شعبده باز کار خارق العاده ای انجام میده ولی در واقع کارش  .... کارش... بهتره اصطلاح دیگری که برای اینکار استفاده میشه رو بنویسم تا خودتون منظورمو بگیرید.

تردستی!

 !/!

ربط دادن هر کلمه این پست با کلمه دیگه کار سختیه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1382ساعت 22:1  توسط ?!؟  |