کودکی ِ پرازاحساسات رنگین،موجودات غریب،نام های جدید،بوهای تازه.کودکی ِ پراز جهالت ها. کودکی ِ پر از خوشبختی،اولین دوست داشتن،اولین هوس...کودکی ِ پر از شگفتی ها!به شخصه حاضر به پرداخت هر بهایی فقط برای چشیدن دوباره ان لذایذ بکر و تازه هستم.چه لذتی میبردم از مشاهده یک تر دستی؛ که هیچ شبهه ای در واقعیت کار تردست به ذهنم راه نمی یافت و واقعیت، توانایی ماورائی او بود.چه حس شگفتی بود دیده دوختن به او در قاب تلویزیون که انقدر توانا بود تا با اشاره دستی و بیان سخنانی نامفهوم گلهایی را که در دست داشت ناپدید کند....چه جهالت مقدسی!! خلاء شگفتی که از پس یاری ندادن عقل به پذیرش این خرق عادت پدید می امد.بود ونیست!فقط با ۱اشاره!...اخه چطور این کارو کرد؟؟..چرا،چطوری اخه؟ یعنی بود و حالا دیگه نیست؟...بدون اینکه بدانم قسمتی از جریان زندگی از دید من پوشیده شده...
* * *
نخستین حسی که در مواجهه با مرگ بر عقل و جان مستولی میشود،ناباوری به انست.هنوز کودک درونمان باور نبودن چیزی که تا دمی پیش بود وحالا نیست را ندارد.طرفه انکه ان چیز نه فقط گلهای زیبایی در دستان شعبده بازی؛که عزیزکرده ای هم باشد!همچو کودکی که عروسکش را غیب کرده اند نه فقط ناباوریم بلکه بی طاقتی وزاری هم می کنیم.دراین هنگام کنارامدن با این پیش امد مانند هر مساله دیگری که در زندگی پیش رویمان قرار میگیرد نخواهد بود چرا که به واقع حادثه شگفتی روی داده...خرق عادتی در میان است...اخه چرا اینطوری شد؟ چرا اخه؟...یعنی چی که بود و حالا نیست؟؟
ناراحتی مرگ دیگری نه از " نه " بودن او که از " نبودن " اوست.
عجیب است که بسیاری تا خواسته اند بیانی از مرگ داشته باشند،انرا حادث برجان خویش فرض و سپس سخن رانده اند؛ حال انکه دریافت ما از این واقعه، نه تجربه ای شخصی(چیزی که برای خودمان اتفاق افتاده باشد) که تجربه ای از رخ دادن ان بر " وجود " دیگران است.به واقع چگونگی دریافتی که پس از مرگ به ان دست می یابیم اهمیت چندانی ندارد! چون هیچ انتخابی بین مردن یا نمردن نداریم. مرگ نیز قسمتی از سیر طبیعی مسیر زندگانی است. بالاخره روزی میمیریم.حقیقت بازی عذاب دهنده ای که همگی گرفتار انیم و صحنه گردان بازی هر از چندگاهی یکی از عروسک هایمان را از ما می گیرد،نطفه اصلی ترسمان از مرگ است ولی این بار این اگاهی را داریم که قسمتی از جریان زندگی از دید ما پوشیده است.
ترس از مرگ به خاطر ترسی است که از "بیشتر ازدست دادن دیگران" چشیده ایم .


