جمله "من در خود شخصیت های مختلفی افریده ام. من این شخصیت ها را بی وقفه می افرینم. همه رویا های من, به محض گذشتن از خاطرم, بی هیچ کم و کاست بوسیله کس دیگری که همان رویا ها را می بیند صورت واقعیت به خود می گیرد. بوسیله او, نه من.برای افریدن خودم, خودم را ویران کرده ام. " يعني چي؟
يعني من احساس ميكنم درونم حدود ۹۹۹ تا شخصيت مختلف دارم.۴-۵نفر ازاين اشخاص تا حالا ريق رحمتو سركشيدن. تا جايي كه ميشناسم چندتاشون زنن.۲تا از اين زنها فاحشهان؛يكي حدود ۲۳ و اون يكي ۴۵ سالشه. تعداد زيادي هم بچه بين اين آدمها هست.از شيرخواره گرفته تا ۱۰-۱۲ ساله.ديگـــه...يه پسر ۱۵ ساله هست كه تازه بالغ شده و با ديدن زنها يه جورايي ميشه. يه مرد ۴۵ساله هست كه كچله؛باقي مونده موهاشم از بس ديربهدير حموم ميره وزوزي شده.ديگـــه...،....يه پيرمردي هست ۶۳ ساله كه همه دوست و آشناهاش مردن و خيلي تنهاست.يه آنارشيست ۳۴ ساله هست كه تندو تند سيگار ميكشه و سرطان داره.يه جامعهشناس هست كه ادعاي زبانشناسي هم داره و فكر ميكنه كه چه گهيه.يه پسر ۲۷ ساله هست كه ۶صبح ميخوابه،۴:۴۵ عصر بيدار ميشه.يه نوازنده تار هست كه موهاي سر و صورتش تا نافش رسيده.آها،يادم افتاد؛يكي از زنها هم ۲۹ سالشه،۲سالي ميشه عروسي كرده ولي احساس ميكنه شوهرش نسبت بهش بيتفاوت داره ميشه.
....
اين نوشته احتمالآ درطول زمان ليو آپديت بشه.