تبليغاتX
...یا چگونه می توهمم

...یا چگونه می توهمم

فرمانده(در حاليكه نزديك سرباز ها ميشه):هي سرباز! آهاي با توام...

سرباز۱(عينك به چشم و با حالتي بي‌قرار) : با منيد قربان؟

فرمانده(با تحكم): نه ابله! با توام ! هوي اوني كه نيشت بازه

سرباز۲(اسلحه‌اي به دست در ميان جمع ديگر سرباز ها اداي به رگبار بستن عده‌اي رو در مياره): بلي فرمانده بفرماييد

فرمانده(حق به جانب،كمي خندان و خودماني):بگو ببينم چند نفرو تا حالا با اين ماسماسكت نفله كردي

سرباز۲(نگاهي اول به اسلحه و بعد به دوستانش-با شادي و غرور) :قربان ۶ نفر ونصفي

سرباز۱(با لحن آقا اجازه من بگم):قربان من هم ۳ نفر از تروريست ها رو كشتم

فرمانده(چرخي ميزنه.دست ها رو به هم ميماله-با صداي بلند):هممم...خوبه خوبه...به همقطاراتون بگيد هر كي زودتر به ركورد ۲۰نفر برسه يه آپارتمان شيك ترو تميز همينجا ها سال ديگه واسه خودش در نظر داشته باشه.بگيد مردخاي اينو گفت.

تترتترتتق....تتترتتق....

چند دقيقه بعد

فرمانده(نگران-گوش به زنگ-دستش به طرف كمر ميره):كي بود شليك كرد؟كي بود؟

سرباز(همچنان شاد):قربان شد ۷ نفر و نصفي

فرمانده(كمي بعد از آرام شدن اوضاع و رفتن به طرفي كه سرباز نشونش داده): احمق جون بكنش ۶ و هفتاد و پنج صدم نفر...بازهم بد نيست.به هيچ جنبنده‌اي نبايد رحم كنيد.گربه بود

...

..

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:15  توسط ?!؟  | 

سي ان ان خبرها رو ميده. بي بي سي مدام دندونهاي ليوني رو نشون ميده و به اون مردك استناد ميكنه كه در سومين روز حمله ميگفت امروز " خماس" يكي از شهروندان مارو كشت و ما مجبور به دفاع از خوديم. يورونيوز هر وقت عشقش كشيد.الجزيره شكم هاي سران " خليج" رو نشون ميده. زندگي ادامه داره؟؟!

مري كريسمس بچه ها.

پ.ن:پرس تي‌وي مجرم رو شناسايي و در سردر جمكران اعدام كرده. با تشكر از يادآوري " باهار "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 20:53  توسط ?!؟  | 

 

چند روز پيش دوستي لينكي برام فرستاده بود. بعد از كليك و روي سر در نوشته شده بود " ملكه زيبايي فلسطين" با اينترنت زغالي مدتي طول كشيد تا صفحه لود بشه. عكس چند تايي دختركان فلسطيني كه بيشتر چيزهاي غم‌انگيز زيادي در چهره براي توجه داشتند تا زيبايي يا نازيبايي. دوست لينك گذار اشاره كرده بود به خواندن كامنت ها...يكي نوشته بود كثافت هاي عرب همه‌تون بريد بميريد...يكي نوشته بود اينهان كسايي كه دارن تكه پاره ميشن...يكي نوشته بود اين فلسطيني ها بيشترشون فاحشه‌ن و بقيه عربها واسه همين تحملشون روندارن...۹۸درصد كامنت گذار ها افاضات مشابهي داشتند ۱ درصد هم به ۱درصد ديگري كه بروبالاي انسان‌هاي نامبرده رو پسند كرده تاخته بودند.

اون روز،دومين روز حمله به غزه بود.نزديك ۳۰۰نفر زن و بچه و مرد و پيرمرد " خماس "ـي كشته شده بودند. يكي جايي نوشته بود صاحبخانه سوئديش رفته به غزه تا به مردم غزه روحيه بده. با گذر روزها مردم كشورهاي ديگر هم چنان كه افتد و دانيد دست به اعتراض زدند.مردم كشور من هم، ولي عجبا كه اعتراض ايرانيان نسبت عجيبي با دين داره.راهپيمايان ايراني همان راهپيمايان هميشگي نماز هاي جمعه،دهه و سده و هزاره هاي فجر يا زجر و..اند.۵ دقيقه بعد از ارسال اين پست، ۲نفر كامنت گذاشتند كه علقه هاي ديني بارزي دارند.كه هرچه تو از دين دور تر و دين از تو دور تر،خشم و اعتراض هم كمتر.هرچه بي دين تر،دانشي تر،روشنفكر تر؛ خوشحال تر و مويد تر.

دوستي زنگ زده بود كه چه ميكني؟ وقتي گفتم سي ان ان رو براي خبرهاي غزه پيگيري ميكنم،چنانكه گويي مرگ كروكوديل همسايه را واگويه كرده‌ام پاسخم داد كه برو بابا ايران خودش هزار برابر از غزه بدتره. و من هنوز شيرفهم نشدم كه بدتر بودن احتمالي وضع ايرانيان رنج‌ديده، چه ربط اخلاقي به كشتار فلسطينيان دارد؟ اين چه منطقي است كه چون ما در رنجيم(در رنجيم؟)  رنج ديگران نيز رواست؟ آيا حكومت ما عروسك گردان بخشي از ماجراست؟ آيا اين بايد رنج مضاعف به شرمي باشد يا نفي رنج ديگران و پاسخ خشم‌آلود؟

من از اين "فاجعه" خشمگينم. من از اين " فاجعه " ناراحتم. سردر اين توهمگاه تا مدتي داغ‌ديده غزه خواهد بود. كاش ديگراني نيز باشند كه چنين كنند تا خاطر اخلاق مداران روشنفكر اندكي مكدر شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 22:17  توسط ?!؟  | 

وقتي كه آب خوشمزه ‌ترين غذا شد و حتي سولاريس هم اجابتت نكرد،تازه مي‌فهمي كه خواب بيست و چهار ساعته هم نمي‌تونه آرومت كنه. پله ها رو چهار تا يكي هم كه بري به جايي بند نيستي.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 15:45  توسط ?!؟  |