تبليغاتX
...یا چگونه می توهمم

...یا چگونه می توهمم

قربانتان گردم!

كجاييد اين چند وقته؟

دلمان پوسيد از بس به انتظارتان چشمك زديم.

فداي آن قدم-زدن هاي راز آلودتان.

بياييد و ما را با خود ببريد.

با شما هستم جناب مرگ.

ديگر نايي نمانده.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:41  توسط ?!؟  | 

طوفان فزاينده‌اي اندر دل ماست

يارب زچه خاكي بسرشتي گل ما ؟

 

پ.ن:حضرت والا با شمام،جواب بده!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:56  توسط ?!؟